محصول مورد نظر با موفقیت به سبد خرید افزوده شد.

0

ده درس موفقیت از نابغه هری پاتر

  • دوشنبه 15 شهریور 1395
  • کسب و کار و تجارت
ده درس موفقیت از نابغه هری پاتر

نویسنده‌ی بریتانیایی، جی‌کی رولینگ نخستین کتاب از مجموعه‌ی هری ‌پاتر را هنگامی نوشت که یک مادر مجرد بود و زندگی‌اش با مستمری دولت تامین می‌شد. نخستین رمان هری ‌پاتر که با یک ماشین تحریر دستی نوشته شده بود، ۱۲ بار از جانب ناشران رد شد، و بالاخره وقتی که مورد پذیرش قرار گرفت، تنها ۱، ۵۰۰ پوند به عنوان پیش‌پرداخت دریافت کرد.

بر اساس گزارش باکس آفیس هشت‌گانه‌ی فیلم‌های هری پاتر، نسبت به نرخ تورم دلار، با ۷/۷ میلیارد دلار پرفروش‌ترین مجموعه فیلم‌های تاریخ سینما است. رولینگ، دارای سرمایه‌ای به مبلغ خالص ۱ میلیارد دلار است؛ این ثروتمندترین نویسنده‌ی دنیا می‌گوید: “‌من به تلاش سخت و شانس اعتقاد دارم، به این صورت که مورد اول، آدم را به مورد دوم می‌رساند.‌”

در ادامه به ده درس موفقیت برای کارآفرینان از دیدگاه رولینگ اشاره می کنیم:

۱. از شکست نترسید

رولینگ در سخنرانی جشن فارغ‌التحصیلی‌اش در دانشگاه هاروارد گفت: “‌ فکر می‌کنم، می‌توان گفت با هر مقیاس و اندازه‌ای که حساب کنیم، در دوره‌ی هفت ساله‌ی بعد از فارغ‌التحصیلی‌ام، به معنی واقعی کلمه، شکست‌خورده بودم. زندگی متاهلی فوق‌العاده کوتاه‌ام نابود شده بود، بی‌کار بودم، یک مادر تنها؛ با این‌که بی‌خانمان نبودم، ولی فقیرانه‌ترین شرایط ممکن را برای یک زن در بریتانیا داشتم…. بزرگ‌ترین درماندگی طول دوران زندگی‌ام بود.‌”

می‌دانم استراتژی‌های قمارگونه‌ی برخی شرکت‌ها چیزی جز سوءتدبیر در مدیریت ریسک نیست؛ من با مدیریت پرریسک و ریسک‌پذیری عجیب‌وغریب موافق نیستم. ولی اگر محصول، ایده، یا برنامه‌ی جدیدی ابداع کرده‌اید، جوری آن را پیگیری کنید که انگار چیزی برای از دست دادن ندارید.

۲. تمرکز

در ابتدا، رولینگ داستان هری پاتر را در زمان تاخیر قطار از منچستر به ایستگاه راه‌آهن کینگز کراس لندن می‌نوشت. وی بعدها این لحظات را این‌گونه توصیف می‌کند: “‌ناگهان ایده‌ی هری پاتر در ذهن‌ام پدیدار شد. نمی‌توانم دقیقا بگویم چرا، و چه چیزی باعث این اتفاق شد. ولی من به سادگی می‌توانستم هری و مدرسه‌ی جادوگری را ببینم. به شکل ناگهانی به ایده‌ی اولیه‌ی پسری رسیدم که نمی‌دانست چه کسی است؛ و تا وقتی که دعوتنامه‌ی مدرسه‌ی جادوگری را دریافت نکرده‌ بود، نمی‌دانست جادوگر است. تا پیش از آن، هیچ‌وقت از ایده‌ای، این چنین هیجان‌زده نشده‌ بودم.‌”

در طول پنج سال بعد از آن، وی طرح اولیه‌ی هر کتاب‌اش را ترسیم کرد، و در نهایت به هفت کتاب رسید. از نخستین روزی که به این ایده دست یافت، تمرکز رولینگ دائما بر تولید مجموعه‌ای از رمان‌های فوق‌العاده سرگرم‌کننده و خوش‌ساختی بود که عادت‌های مطالعه‌ی کودکان امریکایی و بریتانیایی (و همین‌طور شمار عظیمی از بزرگسالان) را دگرگون ساخت.

۳. کاری را انجام دهید که در آن شور و هیجان دارید

جی‌.کی رولینگ می‌گوید: “‌من آدم فوق‌العاده خوش‌شانسی هستم، که توانستم کاری را انجام دهم که بیش از هر چیزی در دنیا به آن علاقه‌مند بودم. مطمئن‌ام همیشه یک نویسنده خواهم بود.‌”

انجام کاری که به آن علاقه‌مند هستید، باعث می‌شود بتوانید سخت تلاش کنید. به علاوه، اگر در حال انجام کاری هستید که با شور و هیجان‌تان سازگار نباشد، به احتمال زیاد احساس سرخوردگی و ناامیدی خواهید کرد و در زندگی به شادی واقعی نخواهید رسید.

۴. ایمان و باور

ناشران مدام کتاب هری پاتر را به این دلیل رد می‌کردند که به اعتقاد آنها “‌بسیار بلند بود‌”. هر چند، جی.کی رولینگ به اثر خود آن‌چنان ایمان و باور داشت که تا لحظه‌ی چاپ شدن‌اش، دست از تلاش بر نداشت.

چه‌قدر به خودتان ایمان و باور دارید؟ چه‌قدر می‌توانید در لحظات پر از چالش و سختی، بر ایمان و باورتان استوار بایستید؟ شرایط سخت برای هیچ یک از ما تازگی ندارد، ولی ایمان و باور مثل مخزن سوخت می‌ماند که با انگیزه و الهام پر می‌شود.

۵. با انتقاد کنار بیایید

مجموعه‌ی هری پاتر که به دلیل مضامین مربوط به سحر و جادوگری از جانب برخی گروه‌ها مورد هجمه قرار گرفته بود، از مدارس عمومی شهر بریج‌پورت ایالت میشیگان جمع‌آوری شد.

اگر در طول راه با هیچ انتقادی مواجه نشوی، به احتمال زیاد به موفقیت نخواهی رسید. حقیقت این است، هر کاری انجام می‌دهی، چه خوب یا بد، آدم‌ها همیشه چیزی برای نفی آن خواهند داشت.

۶. “‌چیزی برای از دست دادن نداشتن‌” می‌تواند منبع خوبی برای قدرت باشد

“‌احساس آزادی و رهایی می‌کردم، زیرا بزرگ‌ترین ترس‌ام را شناخته بودم، و هم‌چنان زنده بودم، و هنوز دختری داشتم که عاشق‌اش بودم، و یک ماشین تحریر قدیمی و یک ایده‌ی بزرگ. و بودن در پایین‌ترین سطح ممکن، تبدیل به پی و بنیان مستحکمی شد که توانستم زندگی‌ام را بر آن بنا کنم.‌‌”

چیز عجیبی که در مورد روح آدمی وجود دارد، این است که وقتی چیزی رخ دهد که به نظر، بدترین اتفاق ممکن است، ناگهان احساس می‌کنید دیگر هیچ ترسی از شکست ندارید، زیرا چیزی برای از دست دادن هم ندارید. وقتی کم‌کم بفهمید در زندگی به پایین‌ترین نقطه‌ی زندگی‌تان رسیدید و همان ترس‌هایی را تجربه کرده‌اید که همیشه از آنها فرار می‌کردید، می‌توانید توان‌تان را از هر نقطه‌ای در زندگی بازیابی کنید.

۷. شما مسئول زندگی‌تان هستید

“‌سرزنش کردن پدرومادرتان از این‌که شما را به مسیری نادرست هدایت کردند، تاریخ انقضاء دارد؛ از لحظه‌ای که بتوانید نخستین تصمیم زندگی‌تان را بگیرید، مسئولیت هر چیزی در زندگی به گردن خودتان می‌افتد.‌”

وقتی بچه بودیم، پدرومادرمان ستون فقرات زندگی‌مان را شکل دادند. در طول مسیر رشد، هرگاه با مشکلی مواجه شدیم، و همین‌طور برای رسیدن به نیازهای‌مان، به نصایح و رهنمودهای‌شان کاملا وابسته‌ بودیم. با این حال، باید بدانیم بعد از دوره‌ای در زندگی، خودمان باید فرمان زندگی‌مان را به‌دست بگیریم و تنها خودمان مسئول همه‌ی اتفاقات زندگی‌مان باشیم.

۸. دست از سرزنش کردن بر دارید

اگر بابت این‌که به آرزو‌های‌تان نرسیده‌اید و زندگی‌تان عاری از شور و اشتیاق است، دیگران را سرزنش می‌کنید، بهتر است خودتان فرمان زندگی را به‌دست بگیرید؛ به اندازه‌ی کافی بزرگ‌ شده‌اید که بتوانید رانندگی کنید.

“‌من پدرومادرم را سرزنش نمی‌کنم… ‌سرزنش کردن پدرومادرتان از این‌که شما را به مسیری نادرست هدایت کردند، تاریخ انقضاء دارد. فهمیدم بیش از آن‌چه فکر می‌کردم اراده و نظم قوی در زندگی‌ دارم.‌”

هر آن‌چه را برای این کار نیاز است، در اختیار داری؛ پس انجام‌اش بده. لحظه‌ای که دست از سرزنش کردن برداری، می‌توانی فرمان زندگی‌ات را به‌دست بگیری.

۹. بر بال‌های خیال بنشینید و پرواز کنید

آیا شما هم فکر می‌کردید، تصور و خیال‌پردازی فقط برای کودکان است؟ شاید همه‌ی ما هم فقط کودکان بزرگی هستیم.

“‌نه تنها خیال‌پردازی توانایی منحصربه‌فرد انسان برای تجسم چیزهایی است که وجود ندارند، بلکه سرچشمه‌ی تمام اختراعات و ابتکارات است… ما این توانایی را داریم که خیال‌پردازی‌های‌مان را پیشرفت دهیم.‌”

“‌این همان توانایی است که قادرمان می‌سازد با انسان‌هایی همدردی کنیم که هرگز تجربیات مشترک نداشته‌ایم.‌”

بر بال‌های خیال بنشین و پرواز کن. بگذار خیال‌ات هر جا که می‌خواهد برود و به زندگی بهتر، جهان بهتر بیندیشد.

۱۰. موفقیت مادی ≠ سعادت قلبی

“‌سعادت قلبی در گروی دانستن این حقیقت است که زندگی فهرستی از دستاوردها و موفقیت‌ها نیست. توانایی‌ها و صلاحیت‌های‌تان، تمام زندگی شما نیستند.‌”

این نکته‌ از جانب جی‌کی رولینگ بسیار بااهمیت است؛ وقتی آدم‌هایی را می‌بینیم که همه چیز در زندگی دارند و با این حال، احساس سعادت نمی‌کنند، به درستی این نکته پی می‌بریم. درک این مسئله که میان شادی لحظه‌ای ناشی از موفقیت مادی و سعادت حقیقی قلبی – که عمیق‌تر و ماندگارتر است – تفاوت زیادی وجود دارد، واقعا مهم و ضروری است.
منبع: مجله کسب و کار

ارسال نظر

  • (نمایش داده نخواهد شد)

* فیلدهای الزامی

  • مشارکت و تجارت الکترونیکی
ما را در جوامع مجازی دنبال کنید!