بازاریابی و فروش

هويت روابط عمومي

دردوره معاصر، توجه به قدرت افكار عمومي و ماهيت آن، زمينه ساز تامل در نقش ارتباطات با مردم شد. در همين راستا بود كه بازاريابي و تحقيقات اجتماعي و راي گيري براي آگاهي از افكار عمومي معمول گرديد و همين فعاليت ها شيوه هاي سنجش افكار عمومي را غنا بخشيد و موجبات تكوين واحد سازماني مستقلي موسوم به روابط عمومي را فراهم آورد. روابط عمومي سازماني بر اين سياق در پي برقراري هماهنگي و سازگاري ميان مصالح فردي و منافع عمومي بود؛ زيرا موفقيت سازماني را بدون جلب پشتيباني عمومي و حمايت مردمي گروه هدف و ارباب رجوع آن ناممكن ارزيابي مي كرد. اين در حالي است كه چون پشتيباني موثر مردم از سازمان بي آگاهي و علم و اطلاع راه به جايي نمي برد؛ لذا سازمان به روابط عمومي فرصت داد تا با فعاليت هاي ارتباطاتي خويش در اين راستا گام بردارد.


در اين پرتو سير تكاملي نقش مديران روابط عمومي از مراحلي چند گذشته است. در دوره اول عمده كار مديران روابط عمومي در سازمان ها عبارت از پردازش اطلاعات بسيط و ساده اي بود كه درسازمان نگهداري مي شد. دوره دوم اما دوراني است كه ضرورت برقراري همكاري و ارتباط بيناتشكيلاتي به ميان آمد و در واقع پس از رشد بخش روابط عمومي، مديران سازمان به لزوم برقراري هماهنگي اصولي بينابخشي واقف شدند و به تحكيم روابط عمومي همت گماردند. دوره سوم چونان دوران تثبيت جايگاه تشكيلاتي مديران روابط عمومي در سازمان ها متضمن برخي تغييرات تشكيلاتي سازمان ها بود، زيرا تا بيش از اين روابط عمومي به عنوان جزئي از ساير تشكيلات شناخته مي شد، اما از اين برهه بخش روابط عمومي به استقلال رسيد. در نتيجه هم مسئوليت سازماني مديران روابط عمومي بيشتر شد و آنان اشراف بيشتري نسبت به مسائل سازمان يافتند و هم حركتي به سمت يكپارچگي بيشتر اطلاعاتي پديد آمد. همچنين در همين برهه احساس شد لازم است تمام فعاليت هاي ارتباطي سازمان ها زيرنظر اين بخش قرار گيرد. دوره چهارم را مي توان دوران ارتباطات دانست، زيرا در اين مرحله موج فعاليت هاي روابط عمومي به سراسر سازمان رسيد و آن را متاثر ساخت. در اين حال مدير روابط عمومي مي بايست كاملادر جريان ارتباطات سازماني باشد و نيازها و افكار ارباب رجوع را چونان بخش عمده تامين كنندگان اطلاعات سازماني در اين مناسبات مورد ارزيابي قرار دهد. كليت يافتن حوزه مسئوليت و فعاليت هاي روابط عمومي سازمان در اين مرحله هم مرحله پنجم تكامل نقش مديران روابط عمومي را از حيث تحقق استانداردهاي كلان ملي در اين عرصه الزام آورد. در واقع پس ازتوسعه تدريجي و پيچيده ارتباطات بيناسازماني، ارتقاي كيفيت و گسترده ارتباطات بدون مجموعه ضوابط استاندارد و مشترك ناممكن مي شود و لذا استانداردهايي در اين زمينه در سطح كشور وضع گرديد.اين رويكرد مديريتي به روابط عمومي كه در قالب مصوبات قانوني تعميم يافت، اما عملابا مشكلاتي چون ابهام جايگاه تشكيلاتي، عدم ارتقاي سطح سازماني، فقدان نظام جامع دستگاهي- عملياتي، تمايل به تبديل شدن به ستاد تبليغاتي، ضعف ارتباطات درون و برون سازماني و برقراري ارتباط با مردم. كندي دريافت اطلاعات و اطلاع رساني تا حد منتظر ماندن براي دريافت خبر، واگذاري امور خدماتي و پشتيباني و انجام امور غيرمرتبط، كمبود نيروي متخصص و تجهيزات و ابزارهاي جديد ارتباطي و تكنولوژي هاي نوين انتقال اطلاعات، عدم استقلال، ناكارآمدي به واسطه كمبود حمايت دستگاه هاي تخصصي، عدم واگذاري تصدي وظايف قابل انتقال به بخش غيردولتي، ضعف آشنايي و كاربرد نظريه هاي جديد روابط عمومي و ضعف پاسخگويي و نظرسنجي و مشاركت در برنامه ريزي هاي سازمان برحسب شناخت محيطي فرصت ها و تهديدها مواجه گرديد. روابط عمومي اما نمي توانست قابليت دسترسي به منزله ميدان مبارزه عمومي را در ميانه فرايند جهاني شدن و ارباب رجوع و الزامات گسترده تبادل وسيع اطلاعاتي آنها در اين فضا نظير پرسش از خدمات سازماني، درخواست كاري مشخص از سازمان، تقاضاي كمك و راهنمايي براي تعامل با سازمان و ابراز نارضايتي و اعلام انتقال مخاطبان برآورد. هويت بخشي به روابط عمومي در دولت نهم پس در راستاي تسهيل دسترسي آسان و آزاد ارباب رجوع به جريان تبادل اطلاعات سياسي، ايجاد كانال هاي جديد دسترسي به اطلاعات جهت تبادل سريع اطلاعات ميان نيروي انساني ماهر و لازم، روابط عمومي و مخاطبان هدف سازمان و بالاخره برنامه ريزي جايگزيني اين كانال ها به جاي كانال هاي قديمي در عين حفظ تمايل آزاد ارباب رجوع به استفاده از ابزارهاي متعدد دسترسي صورت گرفت.انتقال واحدهاي دريافت صدا و دسترسي هاي ارباب رجوع از ستادهاي پشتيباني به خط مقدم صف مناسبات سازماني با تكيه بر جايگزيني تكنولوژي پيشرفته اطلاع رساني در همين راستا ضرورت مي يابد. افزايش قابليت دسترسي مستمر و بي وقفه ارباب رجوع به اطلاعات اساسي مربوط به فعاليت سازمان از طريق كاربرد منسجم سيستم هاي اطلاع رساني جديد جهت تامين رضايت او در تهيه كالاها و خدمات موردنياز و جلب وفاداري وي در قبال ايجاد ارزش و نفوذ سازماني در واقع هدف اساسي اين فرايند را تشكيل مي دهد. تشخيص و تعريف فعاليت هاي بنيادي سازمان هاي متنوع و اهداف گوناگون ارباب رجوع جهت ايجاد وابستگي هاي كلان ميان اجزاي برنامه اي مقوم يكديگر را با استفاده از نيازهاي جامعه براي مهندسي مجدد فرايندهاي سازماني و انتخاب تكنولوژي هاي ارتباطي بهينه كاركردي بر اين سياق قوام مي پذيرد. اين امر به معناي افزايش مرحله اي ظرفيت انسجام پذيري اجتماعي در فضايي با نشاط براي نوآوري و شكوفايي است كه مديريت فعالانه ارتباط الكترونيك سازمان مردم را دستمايه تحقق امنيت سياسي در راستاي تبلور توسعه پايدار اجتماعي مي نمايد. اين طليعه دولت الكترونيك در جامعه اي است كه در چارچوبي افقي با هزينه كمتر و اثربخشي بيشتر به خدمت رساني و مرتبط سازي مردم با هم و با خويش در مرزهاي كمرنگ سازماني مي پردازد و تحول ساخت سازماني جامعه آينده را نويد مي دهد.

پست های مرتبط



بازاریابی و فروش

رقابت با خود برای رسیدن به فروش بیشتر

شرکتی، محصول جدیدی را توسعه می‌دهد و آن را به بازار عرضه می‌کند بعد از مدتی طرفداران زیادی هم پیدا خواهد کرد در نتیجه سفارشات بیشتر و بیشتر می‌‌شوند و همه اعضای شرکت هم از این نتایج راضی خواهند بود، ناگهان فروش محصولاتشان شدیدا افت می‌کند‌!

بازاریابی و فروش

مهم ترين استراتژی های بازارياب های B2B

برای بازاريابهای B2B، بازاريابی از طريق پست الکترونيک (eMail Marketing) يکی از موفق ترين ابزارها برای ايجاد نتايج بسيار خوب در حداقل زمان ممکن است. اين روش نه تنها به شما در جهت رسيدن به مخاطبان هدفمند (Targeted Prospects) با حداقل هزينه کمک می کند