صرف نظر و مشاهده محتوا

علم مدیریت چیست؟ راهنمای جامع از تعاریف تا خلاقیت و مدیریت موثر

علم مدیریت چیست و چرا اهمیت دارد؟ در این مقاله با تعریف مدیریت، تاریخچه، اهمیت، خلاقیت مدیران و تفاوت مدیریت موفق و موثر آشنا شوید.
10 تیر 1388

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا برخی از سازمان‌ها با وجود منابع محدود به موفقیت‌های چشمگیر می‌رسند، در حالی که برخی دیگر با وجود بودجه‌های کلان شکست می‌خورند؟ پاسخ این سوال در یک کلمه خلاصه می‌شود: مدیریت.

مدیریت از دیرباز در فعالیت‌های بشر وجود داشته است، اما هرگز به اندازه امروز حیاتی و سرنوشت‌ساز نبوده است. در این مقاله قصد داریم به بررسی مفهوم علم مدیریت، اهمیت آن، سیر تحول تاریخی و تفاوت حیاتی میان «مدیریت موفق» و «مدیریت موثر» بپردازیم.

مدیریت چیست؟ تعاریف کلیدی

برای مدیریت تعاریف متعددی ارائه شده است، اما دو تعریف زیر از کلیدی‌ترین و ملموس‌ترین آن‌ها هستند:

  1. هنر انجام کار به وسیله دیگران: این تعریف نشان می‌دهد که یک مدیر لزوماً خودش همه کارها را انجام نمی‌دهد، بلکه توانایی هدایت و به‌کارگیری پتانسیل دیگران را دارد.
  2. اداره هماهنگ و همسو برای نیل به هدف: مدیریت یعنی در کنار هم قرار دادن اجزای مختلف یک مجموعه به گونه‌ای که همگی در یک مسیر و برای رسیدن به یک هدف مشترک حرکت کنند.

چرا به مدیریت نیاز داریم؟ (اهمیت مدیریت)

انسان برای انجام هر فعالیتی به منابع و عوامل متعددی نیاز دارد. با این حال، وجود منابع به خودی خود تضمین‌کننده موفقیت نیست. این عوامل باید با یکدیگر هماهنگ شوند و یک کل یکپارچه را تشکیل دهند؛ هماهنگی‌ که هرگز به طور خودکار به وجود نمی‌آید. اینجاست که نقش و اهمیت مدیریت آشکار می‌شود.

  • رسیدن به هدف در کوتاه‌ترین زمان: یکی از لذت‌بخش‌ترین تجربه‌های انسان، رسیدن به اهداف در بهینه‌ترین زمان ممکن است؛ امری که بدون برنامه‌ریزی و مدیریت اصولی غیرممکن است.
  • پرهیز از موفقیت‌های اتفاقی: هیچ مجموعه‌ای بدون رهبری و مدیریت کارآمد نمی‌تواند به اهداف خود برسد. حتی اگر بدون مدیریت به هدفی برسد، این موفقیت کاملاً اتفاقی و غیرقابل تکرار خواهد بود.

سیر تحول مدیریت: از دیدگاه سنتی تا علم مدیریت مدرن

مدیریت به عنوان یک علم مجزا و دانشگاهی، پس از انقلاب صنعتی شکل گرفت. نگاه به این حوزه در طول زمان تغییرات زیادی داشته است:

۱. دیدگاه سنتی (مدیریت به عنوان هنر یا استعداد ذاتی)

در گذشته اعتقاد بر این بود که مدیریت یک «ذوق ذاتی» یا «هنر ویژه» است و تنها کسانی که با این استعداد متولد می‌شوند می‌توانند مدیران موفقی باشند.

۲. دیدگاه مدرن (مدیریت به عنوان علم اکتسابی)

امروزه تفکر سنتی منسوخ شده است. علم مدرن ثابت کرده که مدیریت علاوه بر جنبه‌های هنری و ذاتی، یک علم کاملاً اکتسابی است که با آموزش، مطالعه و تجربه به دست می‌آید.

یک چالش ملی: در حالی که علم مدیریت در ۵۰ سال گذشته در دنیا رشد شتابان و مطلوبی داشته است، متاسفانه در بسیاری از سازمان‌های کشور ما هنوز از روش‌های سنتی و قدیمی دهه‌های گذشته استفاده می‌شود. توجه به علم مدیریت مدرن می‌تواند کلید پیشرفت صنایع و سازمان‌های ما باشد.

خلاقیت؛ موتور محرک مدیران پیشرو

یک مدیر برای بقا و موفقیت در دنیای رقابتی امروز به خلاقیت نیاز دارد.

  • خلاقیت یعنی چه؟ خلاقیت به معنای به‌کارگیری استعداد و توانایی ذهنی برای ایجاد یک ایده نو با مفهومی جدید و کاربردی است.
  • نقش سازمان: هر انسانی به طور ذاتی دارای خلاقیت است. وظیفه سازمان‌ها و رهبران این است که موانع موجود بر سر راه بروز این خلاقیت‌ها را شناسایی و حذف کنند تا بستر برای نوآوری کارکنان فراهم شود.

تفاوت بزرگ: مدیریت موفق در برابر مدیریت موثر

بسیاری از افراد دو واژه «موفق» و «موثر» را در مدیریت یکسان می‌دانند، اما میان این دو تفاوت بزرگی وجود دارد که با انگیزه کارکنان رابطه مستقیم دارد.

ویلیام جیمز (روان‌شناس برجسته) پس از تحقیقات فراوان به نتایج شگفت‌انگیزی دست یافت:

کارکنان در حالت عادی و صرفاً برای حفظ شغل و اخراج نشدن، تنها از ۲۰ الی ۳۰ درصد توانایی خود استفاده می‌کنند. اما اگر همین کارکنان انگیزه کافی داشته باشند، می‌توانند ۸۰ الی ۹۰ درصد از توانایی و پتانسیل واقعی خود را به کار بگیرند.

بر این اساس، مدیران به دو دسته تقسیم می‌شوند:

۱. مدیر موفق (Success-Focused)

مدیری است که با تکیه بر ابزارهای کنترلی و قدرتی (مانند توبیخ، کسر حقوق، تهدید و…) حداقل کار مورد قبول را از کارکنان می‌گیرد تا سازمان به هدفش برسد. در اینجا کارکنان فقط در حد رفع تکلیف کار می‌کنند.

۲. مدیر موثر (Effective-Focused)

مدیری است که با ایجاد انگیزه، همدلی و فضای مناسب، کاری می‌کند که کارکنان با میل و اشتیاق خود، ۸۰ الی ۹۰ درصد از توانایی‌شان را در جهت اهداف سازمان به کار گیرند.

نتیجه‌گیری

مدیریت علم و هنر هماهنگ‌سازی منابع برای رسیدن به اهداف است. در دنیای امروز، دیگر مدیریت سنتی کارساز نیست. سازمان‌های امروزی بیش از آنکه به مدیران صرفاً «موفق» (کنترل‌گر) نیاز داشته باشند، به مدیران «موثر» و «خلاقی» نیاز دارند که بتوانند پتانسیل‌های پنهان سرمایه‌های انسانی خود را آزاد کنند.

به نظر شما بزرگ‌ترین مانع در مسیر پیاده‌سازی مدیریت علمی در سازمان‌های ایرانی چیست؟ نظرات خود را در بخش دیدگاه‌ها با ما به اشتراک بگذارید.

اگر نیازمند مشاوره، تحلیل و دموی تمام امکانات سازمان‌یار (نسخه بومی‌سازی شده Odoo ERP) هستید، می‌توانید به رایگان در جلسه‌ای آنلاین با ما همراه باشید.

وارد حساب کاربری شوید تا بتوانید نظر خود را ثبت کنید
لزوم خلاقیت و نوآوری در مدیریت
فراگرد ایجاد فکرهای جدید و تبدیل آن فکرها به عمل و کاربردهای سودمند را نوآوری می گویند. درغالب مدیریت سازمان، موفقیت نهایی و حتی گاهی بقای آن به میزان توانایی برنامه ریزان در ایجاد نوآوری و به کارگیری فکرهای نو بستگی دارد. مهمترین دلیل نیاز به خلاقیت و نوآوری بروز مشکل است