بسیاری از مردم فکر میکنند یک آگهی خوب، آگهی است که «خلاقانه» باشد. اما واقعیت در دنیای تجارت چیز دیگری است. اگر یک آگهی تبلیغاتی را بخوانید و به من بگویید «چقدر خلاقانه بود»، من شکست خوردهام. اما اگر آگهی را بخوانید و بلافاصله برای خرید محصول اقدام کنید، آن زمان است که من کارم را درست انجام دادهام.
در این مقاله، به بررسی اصولی میپردازیم که تفاوت بین یک تبلیغ "سرگرمکننده" و یک تبلیغ "فروشنده" را رقم میزند.
تبلیغات: هنرِ فروش یا ابزار سرگرمی؟
تفاوت بزرگی میان تحسین شدن و متقاعد کردن وجود دارد. وقتی اسکینیز (سخنور یونانی) سخنرانی میکرد، مردم میگفتند: «چقدر خوب حرف میزند!» اما وقتی دموستنس سخن میگفت، مردم فریاد میزدند: «بیایید علیه فیلیپ بجنگیم!»
هدف تبلیغات دقیقاً همین است؛ ایجاد انگیزه برای اقدام (Action). تبلیغات نه یک هنر است و نه نوعی سرگرمی؛ بلکه یک ابزار اطلاعرسانی است که باید منجر به فروش شود.
حقایق جاودان در برابر روشهای گذرا
دنیای تبلیغات مدام در حال تغییر است، اما روانشناسی انسان ثابت باقی مانده است. از زمانی که شرکت «اگیلوی و ماثر» از یک بوتیک کوچک در نیویورک به یکی از بزرگترین آژانسهای جهان تبدیل شد، یک اصل همواره ثابت بود:
مشتریان هنوز محصولاتی را میخرند که به آنها وعده یک ارزش واقعی را بدهد؛ خواه زیبایی باشد، خواه تغذیه مناسب، رهایی از درد یا ارتقای جایگاه اجتماعی.
برخی فکر میکنند روشهای قدیمی مثل تبلیغات "برشی از زندگی" (Slice of Life) منسوخ شدهاند، اما تا زمانی که زنگ صندوق فروشگاهها با این روشها به صدا در میآید، آنها زندهاند.
چرا نباید فریب «جوایز خلاقیت» را خورد؟
در صنعت تبلیغات، همیشه کسانی هستند که به دنبال طراحیهای عجیب، شوخیهای خاص و ادعاهای نبوغآمیز هستند. آنها اغلب از تحقیق فرار میکنند و مسئولیتی در قبال "فروش" بر عهده نمیگیرند. واقعیت تلخ این است که:
برخی تبلیغات نه تنها فروش را زیاد نمیکنند، بلکه باعث کاهش فروش میشوند!
تحقیقات نشان داده در مواردی، کسانی که آگهی یک محصول را ندیده بودند، بیشتر از کسانی که آن را دیده بودند خرید کردهاند.
قوانینی که از دل تحقیق بیرون میآیند
من از "قانون" متنفرم، اما به "نتایج تحقیق" ایمان دارم. وقتی میگویم «استفاده از افراد مشهور همیشه باعث فروش نمیشود»، این یک قانون شخصی نیست؛ این نتیجه گزارشهای واکنش مصرفکننده است.
به عنوان مثال، بد نیست بدانید:
خوانایی: متن مشکی روی زمینه سفید بسیار بهتر از متن سفید روی زمینه مشکی خوانده میشود.
تفاوت بازدهی: یک آگهی خوب میتواند تا ۱۹.۵ برابر بیشتر از یک آگهی ضعیف (با همان ابعاد و در همان رسانه) فروش ایجاد کند.
تفاوت در ابزار است، نه بودجه
"جان کیپلز" (از بزرگان تبلیغات مستقیم) معتقد بود تفاوت بین دو آگهی که فضای یکسانی اشغال کردهاند، در "ابزار" به کار گرفته شده است. یکی از ابزار درست استفاده میکند و دیگری از ابزار غلط.
متأسفانه، نوعی توافق نانوشته میان برخی آژانسها و مشتریان وجود دارد که وانمود کنند «هر تبلیغی، فروش را بالا میبرد». اما این یک افسانه است. تبلیغی که بر پایه تحقیق و درک نیاز مشتری نباشد، فقط هدر دادن بودجه است.
نتیجهگیری برای کسبوکارهای امروز
اگر میخواهید تبلیغات شما واقعاً کار کند:
به جای تمرکز صرف بر "زیبایی"، بر "پیام و وعده محصول" تمرکز کنید.
از قدرت تحقیق غافل نشوید.
به یاد داشته باشید که هدف نهایی، به صدا درآوردن زنگ صندوق فروشگاه شماست، نه دریافت تحسین از همکاران هنریتان.