در دنیای امروز، سازمانها مانند موجودات زنده با یک چالش اساسی روبرو هستند: بقا. اما در دنیایی که رقابت از هر سو میبارد، صرفاً «زنده ماندن» کافی نیست. سازمانهایی که نتوانند خود را با تحولات محیطی هماهنگ کنند، محکوم به فنا هستند.
در این مقاله، بررسی میکنیم که چگونه پیوند میان بهرهوری و کیفیت میتواند یک استراتژی قدرتمند برای تضمین آینده سازمان شما باشد.
چرا بقای سازمانها به خطر افتاده است؟
امروزه شانس بقای سازمانهای پویا به دلیل شرایط شدیداً رقابتی کاهش یافته است. سازمانهای موفق در برابر تهدیدها دو نوع واکنش نشان میدهند:
- برنامهریزی تاکتیکی: برای مقابله با تهدیدهای ضعیف.
- برنامهریزی استراتژیک: برای غلبه بر تهدیدهای قدرتمند و تبدیل آنها به فرصت.
تغییر در سیاستها، بازنگری در اهداف و تجدید ساختار سازمانی، ستونهای اصلی یک برنامه استراتژیک برای مقابله با رقبای غیرقابلپیشبینی هستند.
مدیریت بهرهوری و کیفیت؛ یک برنامه استراتژیک
مدیریت بهرهوری و کیفیت تنها یک ابزار فنی نیست؛ بلکه فرآیندی نوآورانه و خلاق است که علوم انسانی و فنی را با هم ترکیب میکند. این مدیریت به سازمان کمک میکند تا ضریب اطمینان خود را برای رشد در بازار افزایش دهد.
تعریف جدید بهرهوری و کیفیت
در نگاه سنتی، این دو مقوله جدا از هم دیده میشدند، اما امروزه میدانیم که:
- بهرهوری: استفاده کارآمد و مؤثر از منابع برای تولید محصولاتی است که نیاز مشتری را تأمین کند.
- کیفیت: میزان انطباق محصول با انتظارات و استانداردهایی است که هزینهها را کاهش و رضایت را افزایش میدهد.
نکته طلایی: بهبود کیفیت به معنای بهبود بهرهوری است و بهبود بهرهوری، بدون کیفیت معنایی ندارد. این دو در واقع دو روی یک سکهاند.
تکامل تاریخی: از بازرسی تا همپوشانی کامل
در گذشته، کیفیت صرفاً به معنای «بازرسی محصول» در انتهای خط تولید بود. به همین دلیل، بخشهای ستادی و غیرتولیدی برای بهبود کارهای خود، مفهوم «بهرهوری» را ابداع کردند.
اما با بلوغ مدیریتی، این دو مسیر به هم رسیدند. امروزه هیچ فرآیندی در سازمان وجود ندارد که نتوان آن را همزمان تحت پوشش هر دو مفهوم قرار داد. ادغام این دو بخش در سازمان باعث حذف موازیکاری و ایجاد سینرژی (همافزایی) مثبت میشود.
چگونه بهرهوری و کیفیت را در سازمان بهبود دهیم؟
بهبود اتفاقی نیست؛ بلکه نتیجه یک فرآیند آگاهانه است. برای رسیدن به این هدف، برداشتن گامهای زیر ضروری است:
۱. ایجاد فضای عملیاتی و فرهنگی
مهمترین عامل، ساماندهی فضای رفتاری سازمان است. بسیاری از ایدههای خوب در محیطهای صلب و نامناسب از بین میروند. آموزش صحیح و مدیریت منابع انسانی، زیربنای این تغییر است.
۲. تعهد مدیریت ارشد
بدون باور قلبی و تعهد عملی مدیران ارشد، چرخه بهبود بهرهوری هرگز به حرکت در نمیآید. این موضوع باید اولویت اول سازمان باشد.
۳. تدوین برنامه اجرایی واقعبینانه
سازمان باید فاصله وضعیت فعلی خود را با چشمانداز مطلوب بسنجد و برنامهای متناسب با نقاط قوت و ضعف خود تدوین کند.
۴. نظارت و ارزیابی مستمر
برای استمرار بهبود، باید سیستمهای پایش دائمی وجود داشته باشد تا گلوگاهها و فرصتهای جدید شناسایی شوند.
نتیجهگیری
مدیریت بهرهوری و کیفیت، مسیری دائمی برای بازنگری و بهنگامسازی مأموریتهای سازمانی است. سازمانهایی که این دو را به عنوان یک واحد یکپارچه میبینند، نه تنها در برابر طوفانهای رقابتی دوام میآورند، بلکه کیفیت زندگی کاری کارکنان و کیفیت محصولات خود را به سطح ممتازی میرسانند.
آیا سازمان شما آماده ادغام فرآیندهای کیفیت و بهرهوری است؟ اگر برای شروع این تغییر استراتژیک نیاز به نقشه راه دقیقتری دارید، میتوانید سوالات خود را در بخش نظرات بپرسید تا در مقالات بعدی به آنها پاسخ دهیم.
منابع:
- مدیریت بهرهوری و کیفیت (برنامه مدولار)، سازمان بهرهوری آسیایی.
- آموزه های دکتر دمینگ، رافاتل اگوایر.
- تجربیات ۱۴ ساله مدیریت اجرایی نویسنده.