صرف نظر و مشاهده محتوا

ویدئوهای همایش تحول دیجیتال کسب‌وکار با Odoo ERP منتشر شد. همین حالا ویدئوهای رویداد را در صفحه همایش تماشا کنید.

مدیریت هزینه انرژی در کارخانه؛ تخصیص آب، برق و گاز در ERP

با تخصیص دقیق هزینه آب، برق و گاز به خطوط تولید در ERP، بهای تمام‌شده واقعی را محاسبه کنید و فرصت‌های کاهش مصرف انرژی کارخانه را شناسایی کنید.
10 آبان 1405

افزایش هزینه حامل‌های انرژی، محاسبه بهای تمام‌شده را برای بسیاری از کارخانه‌ها پیچیده‌تر کرده است. در صنایعی مانند سیمان، فولاد، لاستیک و مواد شیمیایی، انرژی تنها یک هزینه عمومی در قبض ماهانه نیست؛ مقدار مصرف و قیمت آن می‌تواند به‌طور مستقیم بر سودآوری محصول، تصمیم‌های تولیدی و توان رقابت شرکت اثر بگذارد. با این حال، در بسیاری از واحدهای صنعتی هزینه آب، برق و گاز به‌صورت یکجا ثبت و میان محصولات یا خطوط تولید سرشکن می‌شود؛ روشی که معمولاً تفاوت مصرف ماشین‌آلات و فرایندها را نشان نمی‌دهد.

وقتی یک محصول پرمصرف و یک محصول کم‌مصرف سهم یکسانی از هزینه برق کارخانه دریافت می‌کنند، بهای تمام‌شده هر دو مخدوش می‌شود. نتیجه می‌تواند قیمت‌گذاری نامناسب، تحلیل اشتباه سود محصول و دشواری در شناسایی خطوط کم‌بازده باشد. راهکار، ثبت صرفِ مبلغ قبض در حسابداری نیست؛ سازمان باید بتواند مصرف انرژی را به فعالیت واقعی تولید پیوند دهد و هزینه را با مبنایی روشن و قابل‌دفاع به محصولات یا سفارش‌ها تخصیص دهد.

در این مقاله توضیح می‌دهیم چگونه می‌توان با کمک ERP و سازوکارهای بهایابی در اودوو، مصرف آب، برق و گاز را به خطوط، ماشین‌آلات، سفارش‌های تولید و محصولات مرتبط کرد؛ چه مبناهایی برای تخصیص مناسب‌اند و این اطلاعات چگونه به مدیریت هزینه و بهینه‌سازی مصرف کمک می‌کنند.

چرا هزینه انرژی باید در بهای تمام‌شده دیده شود؟

چرا هزینه انرژی باید در بهای تمام‌شده دیده شود؟

هزینه انرژی گاهی در حساب‌های عمومی کارخانه ثبت می‌شود، اما در مرحله تحلیل سودآوری، به شکل یک مبلغ کلی باقی می‌ماند. چنین ثبت مالی‌ای برای کنترل پرداخت‌ها مفید است، ولی برای پاسخ به پرسش‌های عملیاتی کافی نیست: کدام خط برق بیشتری مصرف کرده است؟ تولید کدام محصول به گاز بیشتری نیاز دارد؟ آیا مصرف انرژی یک سفارش تولیدی بیشتر از انتظار بوده؟ چه میزان از افزایش هزینه ناشی از نرخ جدید است و چه میزان به مصرف بالاتر مربوط می‌شود؟

تفکیک این عوامل برای مدیر مالی و مدیر تولید اهمیت دارد. اگر هزینه انرژی از بهای تولید جدا بماند، ممکن است محصولی روی کاغذ سودآور به نظر برسد، در حالی که بخش بزرگی از انرژی کارخانه را مصرف می‌کند. برعکس، محصولی که مصرف کمی دارد ممکن است با تخصیص نامتناسب بخشی از هزینه عمومی انرژی، کم‌سودتر از واقعیت نمایش داده شود.

همچنین قیمت انرژی و میزان مصرف دو مسئله متفاوت‌اند. سازمان ممکن است با مصرف ثابت، به دلیل تغییر تعرفه با هزینه بیشتری روبه‌رو شود؛ یا هزینه کل چندان تغییر نکند، اما مصرف واقعی یک خط افزایش یافته باشد. ثبت اطلاعات به‌صورت قابل‌تحلیل در ERP کمک می‌کند این دو اثر از یکدیگر جدا شوند و تصمیم اصلاحی بر پایه علت واقعی هزینه گرفته شود.

چالش تخصیص آب، برق و گاز در کارخانه

چالش تخصیص آب، برق و گاز در کارخانه

قبض انرژی معمولاً مصرف یک دوره را برای کل مجموعه نشان می‌دهد. این عدد به‌تنهایی مشخص نمی‌کند چه مقدار از مصرف به تولید محصول خاص، فعالیت ماشین مشخص یا یک خط تولید اختصاص دارد. از طرف دیگر، همه انرژی مصرفی نیز الزاماً به فعالیت تولیدی مربوط نیست: روشنایی، تهویه، اداری، انبار و تجهیزات عمومی کارخانه هم می‌توانند از همان منابع استفاده کنند.

سرشکن‌کردن هزینه به‌صورت مساوی

یکی از روش‌های ساده، تقسیم مبلغ قبض بر تعداد محصولات، سفارش‌ها یا ساعات تولید است. این روش ممکن است در یک مجموعه کوچک با محصولات مشابه تخمین اولیه مناسبی باشد، اما در کارخانه‌ای با ماشین‌آلات، فرایندها و الگوهای مصرف متفاوت، دقت لازم را ندارد. یک ساعت فعالیت کوره، کمپرسور یا خط حرارتی لزوماً با یک ساعت کارکرد دستگاهی کم‌مصرف برابر نیست.

تخصیص صرفاً بر اساس حجم تولید

حجم تولید به‌تنهایی نیز همیشه مبنای مناسبی نیست. تولید هزار واحد از محصول سبک و هزار واحد از محصولی که به فرایند حرارتی طولانی نیاز دارد، ممکن است مصرف انرژی کاملاً متفاوتی داشته باشد. اگر هزینه‌ها صرفاً بر تعداد یا وزن محصول تقسیم شوند، تفاوت شدت انرژی فرایندها پنهان می‌ماند.

نبود ارتباط میان قبض و عملیات

چالش دیگر آن است که داده‌های مصرف، تولید و مالی در محل‌های جداگانه نگهداری می‌شوند. قبض در حسابداری ثبت می‌شود، ساعات کار در گزارش تولید می‌ماند و اطلاعات ماشین‌آلات ممکن است در فایل‌های مستقل باشد. وقتی این داده‌ها در یک مسیر اطلاعاتی به هم متصل نباشند، تخصیص هزینه به محصول دشوار، کند و مستعد خطاست.

تخصیص هوشمند انرژی در ERP یعنی چه؟

تخصیص هوشمند انرژی در ERP یعنی چه؟

تخصیص هوشمند یعنی سازمان علاوه بر ثبت مبلغ پرداختی یا بدهی انرژی، مبنای مصرف و مصرف‌کننده آن را نیز تا حد امکان شناسایی کند. این مصرف‌کننده می‌تواند یک مرکز هزینه، خط تولید، مرکز کاری، ماشین‌آلات، سفارش تولید یا محصول باشد. سپس ERP هزینه واقعی انرژی را با توجه به قواعد تعریف‌شده به فعالیت‌ها مرتبط می‌کند.

میزان دقت این روش به کیفیت داده‌ها بستگی دارد. اگر هر خط کنتور جداگانه داشته باشد، اندازه‌گیری مصرف مستقیم امکان‌پذیرتر است. اگر کنتور مستقل وجود نداشته باشد، می‌توان از مبناهای عملیاتی مانند ساعت کارکرد ماشین، ظرفیت نامی، مدت فعالیت یا الگوی مصرف استاندارد استفاده کرد. مهم آن است که مبنای تخصیص مستند، پایدار و متناسب با ماهیت مصرف باشد؛ نه اینکه صرفاً به دلیل سهولت در نرم‌افزار انتخاب شود.

انتخاب مبنای مناسب برای تخصیص هزینه انرژی

هیچ مبنای واحدی برای همه کارخانه‌ها و همه حامل‌های انرژی مناسب نیست. برق یک خط ممکن است با مصرف ساعتی ماشین‌آلات ارتباط داشته باشد، اما هزینه گاز در یک فرایند حرارتی بیشتر تابع دما، زمان کارکرد کوره و نوع محصول باشد. بنابراین سازمان باید مصرف هر حامل را جداگانه بررسی کند.

تخصیص بر اساس اندازه‌گیری مستقیم

در روش اندازه‌گیری مستقیم، کنتور یا ابزار اندازه‌گیری، میزان مصرف یک خط، بخش یا ماشین را ثبت می‌کند. این روش برای تحلیل مصرف واقعی ارزشمند است، به‌خصوص زمانی که چند خط سهم قابل‌توجه و متفاوتی از مصرف دارند. با این حال، نصب تجهیزات اندازه‌گیری، اتصال داده‌ها و نگهداری آن‌ها نیازمند برنامه‌ریزی است. همچنین باید مشخص باشد که داده‌ها در چه بازه‌ای خوانده می‌شوند و در صورت قطعی یا خطای اندازه‌گیری چه رویه‌ای اجرا خواهد شد.

تخصیص بر اساس ساعت کارکرد

اگر مصرف‌کننده‌ها از نظر توان و شدت مصرف نسبتاً مشابه باشند، ساعت کارکرد می‌تواند مبنای ساده و کاربردی باشد. برای مثال، بخشی از برق مصرفی یک گروه از ماشین‌آلات را می‌توان بر اساس ساعت فعالیت ثبت‌شده آن‌ها تخصیص داد. اما اگر توان دستگاه‌ها تفاوت زیادی داشته باشد، ساعت کارکرد به‌تنهایی تصویر دقیقی نمی‌دهد؛ زیرا یک ماشین پرمصرف ممکن است در مدت‌زمان یکسان چند برابر دستگاه دیگر انرژی مصرف کند.

تخصیص بر اساس ظرفیت یا مصرف استاندارد

برای ماشین‌آلاتی که توان، ظرفیت یا الگوی مصرف مشخص دارند، می‌توان برآورد مصرف را بر اساس ظرفیت و مدت فعالیت محاسبه کرد. برای نمونه، اگر تجهیزات اطلاعات توان مصرفی و زمان کار داشته باشند، می‌توان مصرف تخمینی آن‌ها را برای مقایسه با مصرف واقعی یا تخصیص موقت به کار برد. این روش جایگزین اندازه‌گیری دقیق نیست، اما می‌تواند در شرایطی که کنتور تفکیکی در دسترس نیست، مبنای منظم‌تری از سرشکن‌کردن مساوی فراهم کند.

ترکیب چند مبنا

در بعضی کارخانه‌ها، تخصیص ترکیبی بهترین نتیجه را می‌دهد. هزینه مصرفی یک خط ممکن است بر اساس داده کنتور همان خط محاسبه شود، در حالی که سهم تجهیزات عمومی با مبنایی مانند ساعت کارکرد، ظرفیت یا سهم تولید تخصیص یابد. همچنین هزینه‌های ثابت یا خدماتی قبض را می‌توان از هزینه متغیر مصرف جدا کرد تا هر بخش با منطق مناسب خود در محاسبه بهای تمام‌شده وارد شود.

محاسبه بهای انرژی هر محصول یا سفارش تولید

پس از تعیین هزینه دوره و مبنای تخصیص، می‌توان هزینه انرژی را به سفارش‌ها یا محصولات مرتبط کرد. در یک روش ساده، سهم مصرف انرژی هر فعالیت از کل مصرف‌کنندگان مشخص می‌شود و هزینه دوره متناسب با آن سهم تقسیم می‌گردد. این تخصیص باید با داده‌های عملیات تولید مانند زمان آغاز و پایان، مرکز کاری، مقدار تولید سالم و میزان ضایعات پیوند داشته باشد.

برای مثال، فرض کنید یک خط در یک دوره برای تولید چند محصول استفاده شده است. اگر اطلاعات مدت فعالیت هر سفارش در مرکز کاری ثبت شده باشد، سازمان می‌تواند هزینه برق آن مرکز را بر اساس سهم زمانی سفارش‌ها تقسیم کند. اگر محصولات از نظر شدت مصرف متفاوت‌اند، ثبت جداگانه زمان فرایند یا استفاده از ضرایب مصرف استاندارد می‌تواند به دقت بیشتر کمک کند. سپس با تقسیم هزینه تخصیص‌یافته بر مقدار تولید قابل‌قبول، سهم انرژی در بهای هر واحد به دست می‌آید.

نکته مهم این است که مبنای محاسبه باید با نوع هزینه هم‌خوانی داشته باشد. هزینه‌ای که عمدتاً به مدت کارکرد ماشین وابسته است با هزینه‌ای که تابع دمای فرایند یا ظرفیت مصرفی است، نباید الزاماً یکسان تخصیص یابد. همچنین باید روشن باشد هزینه به سفارش تولید، مرحله تولید، مرکز کاری یا محصول نهایی منظور می‌شود تا از ثبت تکراری یا جاافتادن هزینه جلوگیری شود.

پیاده‌سازی مدیریت انرژی در اودوو

اودوو می‌تواند بستری برای پیوند اطلاعات تولید، مراکز کاری، سفارش‌های تولید و داده‌های مالی فراهم کند؛ اما میزان خودکارسازی و جزئیات بهایابی به نسخه، ماژول‌های مورد استفاده، پیکربندی و نیازهای عملیاتی سازمان بستگی دارد. در پیاده‌سازی بومی‌سازی‌شده اودوو، از جمله سازمان‌یار تسهیل‌گستر، لازم است قواعد تخصیص هزینه انرژی با فرایندهای واقعی کارخانه و ساختار حسابداری آن هماهنگ شوند.

در گام نخست، سازمان باید ساختار تولید خود را در سامانه بازتاب دهد: خطوط، مراکز کاری، ماشین‌آلات، مسیرهای تولید و محصولات باید به‌اندازه نیاز کسب‌وکار تعریف شوند. سپس مشخص شود هر حامل انرژی به کدام بخش‌ها مربوط است و چه داده‌ای برای تخصیص در دسترس خواهد بود. در صورت ثبت زمان واقعی فعالیت یا اطلاعات مصرف، امکان تحلیل دقیق‌تری نسبت به ثبت صرف مبلغ قبض فراهم می‌شود.

در مرحله بعد، فرایند مالی باید مشخص کند قبض انرژی چگونه به دوره مصرف مربوط می‌شود و هزینه‌های مربوط به هر دوره چه زمانی در محاسبات تولید لحاظ می‌شوند. گاهی قبض پس از پایان دوره به دست سازمان می‌رسد؛ در چنین وضعیتی ممکن است برای گزارش‌های میان‌دوره‌ای به برآورد موقت نیاز باشد و پس از ثبت مبلغ واقعی، اختلاف آن با برآورد بررسی شود. این رویه باید روشن باشد تا گزارش‌های هزینه تولید در دوره‌های مختلف قابل‌مقایسه بمانند.

همچنین لازم است امکان تحلیل هزینه بر اساس ابعادی مانند مرکز هزینه، خط تولید، محصول یا سفارش در نظر گرفته شود. جزئیات پیاده‌سازی می‌تواند شامل تنظیم ساختار حسابداری، تعریف مبانی تخصیص، اتصال داده‌های تولید یا کنتورها و طراحی گزارش‌های مدیریتی باشد. پیش از اجرا بهتر است با یک خط یا گروه محصول شروع شود، نتایج تخصیص بررسی و قواعد اصلاح شوند و سپس راهکار به بخش‌های دیگر گسترش یابد.

ثبت مصرف واقعی، استاندارد و انحراف انرژی

ثبت مصرف واقعی، استاندارد و انحراف انرژی

برای مدیریت مؤثر، دانستن هزینه واقعی کافی نیست؛ مقایسه آن با انتظار نیز اهمیت دارد. سازمان می‌تواند مصرف واقعی یک سفارش را با مصرف استاندارد یا برآوردشده همان محصول مقایسه کند. اگر مصرف واقعی بیشتر باشد، باید علت بررسی شود: افزایش زمان توقف، تنظیم نامناسب ماشین، کاهش بهره‌وری، ضایعات، تولید مجدد، کیفیت مواد اولیه یا تغییر شرایط فرایند از جمله عوامل احتمالی هستند.

تفکیک قیمت و مقدار مصرف نیز به تحلیل بهتر کمک می‌کند. افزایش هزینه ممکن است ناشی از نرخ بالاتر انرژی باشد، در حالی که مقدار مصرف ثابت مانده است. یا برعکس، نرخ تغییر نکرده باشد اما مصرف یک خط از الگوی معمول فراتر رفته باشد. گزارش‌های ERP در صورتی مفیدند که داده‌های دوره‌ای و مبنای محاسبه به‌صورت سازگار ثبت شوند؛ در غیر این صورت، مقایسه ماه‌به‌ماه ممکن است به نتیجه‌گیری نادرست منجر شود.

بهتر است سازمان برای هر محصول یا فرایند، شاخص‌های قابل‌استفاده‌ای تعریف کند؛ مثلاً انرژی مصرف‌شده به ازای هر واحد محصول، هر تن تولید یا هر ساعت فعالیت. انتخاب شاخص به نوع محصول و ساختار تولید وابسته است. شاخص‌ها زمانی ارزش دارند که مدیران بتوانند آن‌ها را به اقدام مرتبط کنند، نه اینکه فقط در داشبورد نمایش داده شوند.

انرژی و مفهوم Green ERP

Green ERP به استفاده از داده‌های سازمانی برای شناخت و بهبود اثرات زیست‌محیطی عملیات اشاره دارد. در مدیریت انرژی، نخستین گام عملی آن شفاف‌کردن محل و میزان مصرف است. وقتی کارخانه بداند کدام فرایندها سهم بیشتری از آب، برق یا گاز را مصرف می‌کنند، امکان اولویت‌بندی اقدامات بهینه‌سازی بیشتر می‌شود.

این اقدامات ممکن است شامل بررسی تنظیمات ماشین‌آلات، کاهش زمان روشن‌بودن تجهیزات بدون تولید، برنامه‌ریزی بهتر شیفت‌ها یا بازنگری در فرایندهای پرمصرف باشد. البته ERP به‌تنهایی مصرف را کاهش نمی‌دهد؛ سامانه اطلاعات را منسجم و قابل‌تحلیل می‌کند و اجرای تغییر به تصمیم مدیران و همکاری تیم‌های تولید، نگهداری و مالی وابسته است.

داده‌های مصرف می‌توانند به شناسایی تغییرات غیرعادی نیز کمک کنند. اگر مصرف یک مرکز کاری در مقایسه با دوره‌های مشابه افزایش پیدا کند، سازمان می‌تواند علت را بررسی کند؛ البته مقایسه باید عواملی مانند مقدار تولید، نوع محصول و مدت کارکرد را نیز لحاظ کند. مقایسه خام قبض دو ماه متفاوت، بدون توجه به تغییر حجم یا ترکیب تولید، ممکن است گمراه‌کننده باشد.

خطاهای رایج در محاسبه هزینه انرژی

خطاهای رایج در محاسبه هزینه انرژی

یکی از خطاهای رایج، انتخاب یک مبنای ساده برای تمام حامل‌های انرژی است. برق، آب و گاز ممکن است در فرایندهای متفاوتی مصرف شوند و رفتار هزینه‌ای یکسانی نداشته باشند. خطای دیگر، نادیده‌گرفتن مصرف عمومی کارخانه است. اگر مصرف بخش‌های غیرتولیدی مشخص یا جدا نشود، ممکن است هزینه آن به‌طور نامتناسب روی محصولات بیفتد.

از دیگر خطاها می‌توان به این موارد اشاره کرد:

  • استفاده از داده‌های غیرهم‌دوره: هزینه قبض و اطلاعات تولید باید به یک بازه زمانی مشخص مربوط باشند یا روش تعدیل دوره‌ای آن‌ها روشن باشد.
  • ثبت‌نکردن توقف و ضایعات: اگر توقف‌ها و تولید معیوب ثبت نشوند، تحلیل انحراف مصرف ناقص خواهد بود.
  • فرض برابری محصولات: محصولات متفاوت ممکن است به زمان، دما یا تجهیزات متفاوتی نیاز داشته باشند.
  • نبود مالک مشخص برای داده‌ها: باید معلوم باشد چه کسی اطلاعات مصرف، زمان فعالیت و هزینه را ثبت یا تأیید می‌کند.
  • پیچیده‌کردن مدل از روز اول: اگر داده‌های پایه قابل‌اعتماد نباشند، مدل بسیار جزئی به گزارش‌های ظاهراً دقیق اما کم‌اعتبار منتهی می‌شود.

راه مناسب این است که ابتدا با یک مدل شفاف و قابل‌اجرا شروع شود، کیفیت داده‌ها بررسی شود و سپس جزئیات تخصیص افزایش یابد. مبنای محاسبه باید برای مدیران مالی و تولید قابل‌فهم باشد؛ زیرا اعتماد کاربران به گزارش‌ها برای استفاده عملی از آن‌ها ضروری است.

نقشه راه اجرای پروژه در کارخانه

نقشه راه اجرای پروژه در کارخانه

پیش از پیاده‌سازی، لازم است وضعیت فعلی مصرف، قبض‌ها، کنتورها، ساختار تولید و روش فعلی بهایابی بررسی شود. در این ارزیابی باید مشخص شود کدام حامل‌های انرژی بیشترین اثر را دارند، مصرف‌کنندگان اصلی کدام‌اند و چه داده‌هایی اکنون ثبت می‌شوند. این کار دامنه پروژه را واقعی می‌کند و از طراحی راهکار بر پایه فرضیات نادرست جلوگیری می‌کند.

پس از آن، سازمان می‌تواند حامل‌های انرژی و مراکز مصرف را اولویت‌بندی کند. معمولاً بهتر است ابتدا بخشی انتخاب شود که هزینه یا اثر عملیاتی معنادار دارد و داده‌های قابل‌دسترس‌تری برای آن وجود دارد. سپس مبنای تخصیص، مسئول ثبت و تأیید داده‌ها، زمان‌بندی گزارش‌گیری و نحوه رسیدگی به اختلاف‌ها تعیین می‌شود.

در مرحله پایلوت، نتایج ERP باید با داده‌های قابل‌اعتماد دیگر، مانند قبض یا قرائت کنتور، مقایسه شود. اگر اختلاف وجود دارد، باید منشأ آن مشخص شود: آیا داده مصرف ناقص است؟ آیا هزینه به دوره درست نسبت داده نشده؟ آیا بخشی از مصرف عمومی در تخصیص وارد شده؟ پس از اصلاح این موارد می‌توان مدل را توسعه داد و کاربران مالی و تولید را برای استفاده از گزارش‌ها آموزش داد.

جمع‌بندی

مدیریت هزینه انرژی در کارخانه با ثبت مبلغ قبض به پایان نمی‌رسد. برای محاسبه بهای تمام‌شده قابل‌اتکا، باید تا حد امکان میان هزینه آب، برق و گاز و فعالیت واقعی خطوط، ماشین‌آلات و سفارش‌های تولید ارتباط برقرار کرد. انتخاب مبنای تخصیص مناسب، ثبت منظم اطلاعات مصرف و تولید، تفکیک هزینه واقعی از برآورد و تحلیل انحراف‌ها، به مدیران کمک می‌کند تصویر دقیق‌تری از سودآوری محصول و فرصت‌های کاهش مصرف داشته باشند.

ERP و اودوو می‌توانند این اطلاعات را در کنار فرایندهای تولید و مالی قرار دهند، اما نتیجه مطلوب به طراحی درست فرایند و تناسب مدل با واقعیت کارخانه وابسته است. اجرای مرحله‌ای، شروع از یک خط یا گروه محصول و اعتبارسنجی داده‌ها، معمولاً از استقرار یک مدل پیچیده با اطلاعات نامطمئن مؤثرتر است.

برای مدیریت دقیق‌تر انرژی در کارخانه اقدام کنید

اگر می‌خواهید هزینه آب، برق و گاز را از یک رقم کلی در حساب‌ها به اطلاعات قابل‌استفاده برای تصمیم‌گیری تبدیل کنید، کارشناسان تسهیل‌گستر می‌توانند فرایندهای تولید و بهایابی شما را بررسی کنند. برای دریافت مشاوره، درخواست دمو یا بررسی امکان پیاده‌سازی ERP بومی‌سازی‌شده اودوو، سازمان‌یار، با تسهیل‌گستر تماس بگیرید. در جلسه مشاوره می‌توانید درباره ساختار خطوط تولید، داده‌های مصرف، روش تخصیص هزینه و گزارش‌های موردنیاز کارخانه خود گفت‌وگو کنید و مسیر اجرایی متناسب با شرایط سازمان را بشناسید.

سوالات متداول

چرا نباید هزینه قبض انرژی را به‌طور مساوی بین محصولات تقسیم کرد؟

چون محصولات و فرایندهای تولیدی ممکن است مصرف بسیار متفاوتی داشته باشند. تقسیم مساوی می‌تواند بهای تمام‌شده محصولات کم‌مصرف را بیش از واقع و محصولات پرمصرف را کمتر از واقع نشان دهد. تخصیص باید تا حد ممکن بر اساس مصرف اندازه‌گیری‌شده یا یک مبنای عملیاتی متناسب انجام شود.

اگر برای هر خط تولید کنتور جداگانه نداشته باشیم، چه کار می‌توانیم انجام دهیم؟

می‌توان از مبناهایی مانند ساعت کارکرد ماشین، ظرفیت، زمان فرایند یا مصرف استاندارد استفاده کرد؛ البته باید محدودیت این تخمین‌ها در گزارش‌ها مشخص باشد. در صورت اهمیت بالای هزینه یا اختلاف زیاد مصرف خطوط، بررسی نصب تجهیزات اندازه‌گیری نیز می‌تواند بخشی از نقشه راه باشد.

آیا ساعت کارکرد برای تخصیص هزینه برق کافی است؟

نه همیشه. این روش زمانی مناسب‌تر است که ماشین‌آلات از نظر توان و شدت مصرف مشابه باشند. اگر دستگاه‌ها تفاوت زیادی دارند، بهتر است ساعت کارکرد با اطلاعات توان، ظرفیت یا قرائت کنتور ترکیب شود تا سهم مصرف هر ماشین دقیق‌تر برآورد شود.

ERP چگونه به کاهش مصرف انرژی کمک می‌کند؟

ERP مستقیماً مصرف را کاهش نمی‌دهد، اما داده‌های مصرف، تولید و هزینه را کنار هم قرار می‌دهد. این اطلاعات به مدیران کمک می‌کند مصرف غیرعادی، فرایندهای پرهزینه و اختلاف میان مصرف واقعی و استاندارد را شناسایی کنند و برای اصلاح آن‌ها تصمیم بگیرند.

آیا باید کل هزینه قبض را به تولید تخصیص داد؟

خیر. باید مصرف و هزینه‌های مرتبط با تولید از مصرف بخش‌های عمومی یا غیرتولیدی تا حد امکان تفکیک شوند. روشنایی، اداری، تهویه و سایر مصارف عمومی ممکن است به روش متفاوتی ثبت یا تخصیص یابند. نحوه برخورد با این هزینه‌ها باید در سیاست بهایابی سازمان مشخص باشد.

برای شروع پروژه مدیریت انرژی در اودوو چه اطلاعاتی لازم است؟

اطلاعات پایه شامل ساختار خطوط و مراکز کاری، محصولات و مسیرهای تولید، قبض‌ها و دوره‌های مصرف، داده‌های کنتورها در صورت وجود، ساعات کارکرد و روش فعلی ثبت هزینه است. همچنین باید مشخص شود سازمان قصد دارد هزینه را در چه سطحی تحلیل کند: مرکز هزینه، خط، سفارش تولید یا محصول نهایی.

اگر نیازمند مشاوره، تحلیل و دموی تمام امکانات سازمان‌یار (نسخه بومی‌سازی شده Odoo ERP) هستید، می‌توانید به رایگان در جلسه‌ای آنلاین با ما همراه باشید.

وارد حساب کاربری شوید تا بتوانید نظر خود را ثبت کنید
مدیریت شعب و فرانچایزها با ERP؛ فروش، موجودی و حق امتیاز
راهکار مدیریت یکپارچه شعب و فرانچایزها را بشناسید؛ از قیمت‌گذاری و تأمین متمرکز تا پایش فروش، موجودی و محاسبه حق امتیاز در ERP اودوو.