صرف نظر و مشاهده محتوا

دایرةالمعارف مدیریت فرآیند: راهنمای استراتژیک APQC و چارچوب PCF برای تعالی سازمانی

چگونه عملکرد سازمان خود را با استانداردهای جهانی مقایسه کنیم؟ آشنایی با شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) در APQC و نقش چارچوب PCF در بهینه‌سازی فرآیندها.

در چشم‌انداز پیچیده کسب‌وکارهای امروزی، سازمان‌ها با حجم عظیمی از داده‌ها و فعالیت‌ها روبرو هستند که بدون داشتن یک ساختار منظم، به هرج‌ومرج ختم می‌شوند. مدیران ارشد همواره با این چالش روبرو بوده‌اند که چگونه می‌توان تمام فعالیت‌های یک سازمان بزرگ را به شکلی دسته‌بندی کرد که هم قابل اندازه‌گیری باشد و هم با استانداردهای جهانی مطابقت داشته باشد. پاسخ به این نیاز اساسی در متدولوژی ارائه شده توسط APQC نهفته است. در این مقاله، به شکلی بنیادین به بررسی این سازمان، چارچوب معروف آن و نقش آن در بهبود مستمر و مدیریت دانش خواهیم پرداخت.

بخش اول: تبارشناسی APQC؛ فراتر از یک سازمان غیرانتفاعی

مرکز بهره‌وری و کیفیت آمریکا (APQC) صرفاً یک نهاد برای ثبت استانداردها نیست؛ بلکه به عنوان یک "مخزن دانش جهانی" عمل می‌کند. این سازمان با بیش از چهار دهه فعالیت، توانسته است شبکه‌ای از هزاران سازمان عضو را ایجاد کند تا تجربیات موفق خود را به اشتراک بگذارند.

فلسفه وجودی APQC بر این اصل استوار است که "هیچ سازمانی نباید چرخ را از اول اختراع کند". وقتی یک شرکت در صنعت پتروشیمی می‌خواهد فرآیند نگهداری و تعمیرات خود را بهبود ببخشد، می‌تواند به جای آزمون و خطا، به الگوهایی مراجعه کند که APQC بر اساس داده‌های واقعی برترین شرکت‌های جهان تدوین کرده است. این سازمان به عنوان پلی میان تئوری‌های مدیریتی و واقعیت‌های عملیاتی عمل می‌کند.

کالبدشکافی چارچوب طبقه‌بندی فرآیندها (PCF)

بخش دوم: کالبدشکافی چارچوب طبقه‌بندی فرآیندها (PCF)

چارچوب PCF یا Process Classification Framework، مشهورترین خروجی APQC است. اگر سازمان را به یک بدن انسان تشبیه کنیم، PCF در واقع آناتومی دقیق این بدن است که هر عضو و هر رگ را با نام و جایگاه مشخص معرفی می‌کند.

۱. فلسفه ساختاری PCF

این چارچوب به صورت سلسله‌مراتبی طراحی شده است. این سلسله‌مراتب از کلی‌ترین سطح شروع شده و به جزئی‌ترین فعالیت‌ها ختم می‌شود. هدف از این نوع طراحی، ایجاد یک زبان مشترک میان سطوح مختلف مدیریتی است. مدیرعامل به سطح یک (دسته) نگاه می‌کند تا استراتژی کلان را ببیند، در حالی که کارشناس عملیاتی به سطح چهار و پنج نگاه می‌کند تا وظایف روزانه خود را بشناسد.

۲. سطوح پنج‌گانه و جزئیات عملیاتی آن‌ها

در درک عمیق PCF، باید بدانیم که هر سطح چه کارکردی دارد:

  • سطح اول (Category): این سطح، حوزه‌های وظیفه‌ای بزرگ مانند مدیریت بازاریابی، مدیریت مالی یا مدیریت فناوری اطلاعات را شامل می‌شود. در نسخه عمومی PCF، معمولاً ۱۳ دسته اصلی وجود دارد.
  • سطح دوم (Process Group): هر دسته به گروه‌هایی تقسیم می‌شود. برای مثال، در حوزه منابع انسانی، "توسعه و پاداش‌دهی به کارکنان" یک گروه فرآیندی است.
  • سطح سوم (Process): اینجاست که فرآیند واقعی شکل می‌گیرد. مجموعه‌ای از فعالیت‌های به هم پیوسته که یک ورودی را به خروجی تبدیل می‌کنند.
  • سطح چهارم (Activity): گام‌های کلیدی که برای اجرای یک فرآیند برداشته می‌شوند. این سطح معمولاً در مستندات فرآیندی سازمان‌ها بسیار مورد توجه است.
  • سطح پنجم (Task): جزئی‌ترین بخش کار که به یک فرد یا سیستم خاص تخصیص می‌یابد.

۳. تفکیک فرآیندهای زنجیره ارزش و پشتیبانی

APQC با هوشمندی تمام، فرآیندها را به دو بال اصلی تقسیم کرده است:

  • فرآیندهای عملیاتی: این‌ها فرآیندهایی هستند که مستقیماً برای مشتری ارزش ایجاد می‌کنند. از توسعه محصول و بازاریابی گرفته تا تولید، تحویل و خدمات پس از فروش. این بخش "قلب" کسب‌وکار است.
  • فرآیندهای مدیریتی و پشتیبانی: این فرآیندها اگرچه مستقیماً محصولی به مشتری نمی‌فروشند، اما بدون آن‌ها سازمان فرو می‌پاشد. مدیریت سرمایه‌های انسانی، مدیریت فناوری اطلاعات، مدیریت مالی، مدیریت دانش و ارتباطات خارجی در این دسته قرار می‌گیرند. این بخش "سیستم عصبی" سازمان است.

مستندسازی و بهبود فرآیندها

بخش سوم: توانمندی در تحلیل، مستندسازی و بهبود فرآیندها

استفاده از APQC فقط به معنای داشتن یک لیست از فرآیندها نیست؛ بلکه ایجاد یک زیرساخت برای "تحلیل علمی" است.

۱. مستندسازی با زبان جهانی

یکی از بزرگترین مشکلات در سازمان‌های ایرانی، سلیقه‌ای بودن مستندسازی است. یک واحد، فرآیند را در قالب فلوچارت رسم می‌کند و واحدی دیگر به صورت متنی. APQC با ارائه کدهای شناسایی منحصربه‌فرد برای هر فرآیند، استانداردی را ایجاد می‌کند که بر اساس آن، هر فرآیند شناسنامه خاص خود را پیدا می‌کند. این کدگذاری (مثلاً ۱.۲.۱) باعث می‌شود در سیستم‌های نرم‌افزاری مانند ERP، داده‌ها به درستی جابجا شوند.

۲. تحلیل جریان کار و شناسایی گلوگاه‌ها

با استفاده از PCF، تحلیل‌گران می‌توانند فرآیندهای موجود سازمان را با مدل مرجع تطبیق دهند. این تطبیق نشان می‌دهد که کدام فرآیندها در سازمان نادیده گرفته شده‌اند یا در کدام بخش‌ها هم‌پوشانی و موازی‌کاری وجود دارد. تحلیل بر اساس APQC به ما می‌گوید که آیا فرآیند ما به اندازه کافی "لاغر" (Lean) هست یا خیر.

۳. بهبود مستمر و بازمهندسی (BPR)

وقتی سازمان تصمیم به تحول می‌گیرد، APQC به عنوان یک خط‌کش عمل می‌کند. در پروژه‌های بازمهندسی فرآیندها، به جای اینکه از صفر شروع کنیم، فرآیندهای ایده‌آل (To-Be) را بر اساس الگوهای PCF طراحی می‌کنیم. این کار ریسک شکست در پروژه‌های تغییر را به شدت کاهش می‌دهد.

مدیریت دانش (Knowledge Management)

بخش چهارم: پیاده‌سازی ابزارهای مدیریت دانش و استانداردهای بهینه‌سازی

یکی از درخشان‌ترین ابعاد APQC، رویکرد آن به مدیریت دانش (Knowledge Management) است. از نظر این نهاد، دانش چیزی جدا از فرآیند نیست.

۱. پیوند دانش با بافت فرآیند

در بسیاری از سازمان‌ها، مدیریت دانش به یک سیستم کتابخانه‌ای برای ذخیره فایل‌ها تبدیل شده است. اما APQC معتقد است دانش باید در "لحظه نیاز" و در حین اجرای فرآیند در دسترس باشد. با استفاده از PCF، سازمان می‌تواند مشخص کند که برای اجرای هر فرآیند، به چه تخصص‌هایی (Knowledge Map) نیاز است و چه تجربیاتی باید ثبت شود تا از تکرار اشتباهات جلوگیری گردد.

۲. استانداردهای بهینه‌سازی و مدل‌های بلوغ

APQC مدل‌های بلوغ متنوعی را ارائه می‌دهد که به سازمان کمک می‌کند بفهمد در کجای مسیر قرار دارد. این مدل‌ها از سطح "ابتدایی و غیرمنظم" شروع شده و به سطح "بهینه‌سازی مستمر" می‌رسند. این استانداردها به مدیران اجازه می‌دهند تا برای بهبود بهره‌وری، نقشه‌راه‌های میان‌مدت و بلندمدت ترسیم کنند.

بخش پنجم: مقایسه تحلیلی APQC با سایر استانداردهای جهانی

برای درک بهتر جایگاه APQC، باید رابطه آن را با سایر چارچوب‌های معروف بررسی کنیم. برخلاف تصور عموم، این استانداردها جایگزین یکدیگر نیستند، بلکه هم‌افزایی ایجاد می‌کنند.

۱. APQC در مقابل ISO 9001

استاندارد ISO 9001 بر مدیریت کیفیت و الزامات انطباق تمرکز دارد. ایزو به شما می‌گوید که باید فرآیندها را شناسایی و کنترل کنید، اما لیستی از این فرآیندها به شما نمی‌دهد. APQC در واقع محتوای مورد نیاز برای ایزو را فراهم می‌کند. به عبارت دیگر، ایزو "ظرف" است و APQC "مظروف". استفاده از PCF بهترین راه برای پاسخگویی به بندهای فرآیندی استاندارد ایزو است.

۲. APQC در مقابل ITIL و COBIT

در حالی که ITIL به صورت تخصصی بر مدیریت خدمات فناوری اطلاعات و COBIT بر حاکمیت IT تمرکز دارد، APQC نگاهی کل‌نگر به تمام سازمان دارد. با این حال، در بخش مدیریت فناوری اطلاعات (دسته ۷ در PCF)، هماهنگی بسیار بالایی میان این استانداردها وجود دارد. سازمان‌های پیشرو از PCF برای کل سازمان و از ITIL به عنوان متمم تخصصی در بخش IT استفاده می‌کنند.

برای مطالعه توصیه می‌شود: نقش OKR، ITIL و PMBOK در پروژه‌های ERP

۳. APQC در مقابل مدل تعالی سازمانی (EFQM)

مدل EFQM یک مدل ارزیابی است که به سازمان امتیاز می‌دهد. APQC ابزاری است که به سازمان کمک می‌کند تا نمره خود را در مدل‌هایی مثل EFQM بالا ببرد. در واقع APQC ابزار اجرایی برای رسیدن به آن چشم‌اندازهای متعالی است که در EFQM ترسیم می‌شود.

شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI)

بخش ششم: شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) و قدرت بنچ‌مارکینگ

بخش عظیمی از اعتبار APQC به بانک اطلاعاتی عظیم شاخص‌های آن برمی‌گردد. بنچ‌مارکینگ یا بهینه‌کاوی، فرآیند مقایسه مستمر عملکرد سازمان با بهترین‌های جهان است.

۱. تعریف شاخص‌های معنادار

بسیاری از سازمان‌ها شاخص‌هایی را اندازه‌گیری می‌کنند که هیچ تاثیری در تصمیم‌گیری ندارند. APQC مجموعه‌ای از شاخص‌های استاندارد را معرفی کرده است که در چهار حوزه اصلی طبقه‌بندی می‌شوند:

  • شاخص‌های هزینه: مانند هزینه کل مدیریت مالی به نسبت کل درآمد سازمان. این شاخص نشان می‌دهد که آیا ساختار اداری شما بیش از حد گران است یا خیر.
  • شاخص‌های زمان: مانند زمان چرخه (Cycle Time) از سفارش تا تحویل. این شاخص چابکی سازمان شما را نشان می‌دهد.
  • شاخص‌های بهره‌وری: مانند تعداد صورت‌حساب‌های صادر شده به ازای هر کارمند در ماه. این شاخص کارایی نیروی انسانی را می‌سنجد.
  • شاخص‌های کیفیت: مانند نرخ خطای ورود داده در سیستم‌های انبارداری. این شاخص دقت و پایداری فرآیندها را نشان می‌دهد.

۲. بنچ‌مارکینگ؛ نگریستن در آینه جهانی

بدون بنچ‌مارکینگ، شما ممکن است فکر کنید که عملکرد بسیار خوبی دارید، در حالی که در مقایسه با رقبا بسیار ضعیف هستید. APQC داده‌های آماری را در سه سطح ارائه می‌دهد:

  • صدک ۲۵ (ضعیف‌ترین): سازمان‌هایی که نیاز به تغییرات ساختاری فوری دارند.
  • میانه (متوسط): سازمان‌هایی که عملکردی عادی دارند.
  • صدک ۷۵ یا برترین‌ها (Best-in-Class): سازمان‌هایی که به عنوان الگو در صنعت شناخته می‌شوند. این دسته‌بندی به مدیران اجازه می‌دهد تا اهداف واقع‌بینانه و در عین حال چالش‌برانگیز برای تیم‌های خود تعریف کنند.

Successful APQC implementation

بخش هفتم: راهنمای گام‌به‌گام پیاده‌سازی در یک سازمان واقعی

پیاده‌سازی موفق APQC نیازمند یک رویکرد سیستماتیک است. این فرآیند را می‌توان در مراحل زیر خلاصه کرد:

مرحله اول: انتخاب نسخه مناسب PCF

APQC نسخه‌های مختلفی از PCF را برای صنایع مختلف (مثل صنعت خودرو، آموزش، داروسازی، نفت و گاز و غیره) تدوین کرده است. اولین گام، انتخاب نزدیک‌ترین نسخه به مدل کسب‌وکار سازمان است.

مرحله دوم: نقشه‌برداری فرآیندهای موجود (Mapping)

در این مرحله، تیم مدیریت فرآیند باید لیست فعالیت‌های فعلی سازمان را با لیست PCF تطبیق دهد. در اینجاست که "فرآیندهای گمشده" (آن‌هایی که باید باشند ولی انجام نمی‌شوند) و "فرآیندهای زائد" (آن‌هایی که انجام می‌شوند ولی ارزشی ایجاد نمی‌کنند) شناسایی می‌شوند.

مرحله سوم: استانداردسازی و نام‌گذاری

نام تمام فرآیندها در سازمان باید به نام‌های استاندارد APQC تغییر یابد یا حداقل معادل‌سازی شود. این کار باعث می‌شود گزارش‌های مدیریتی برای همه قابل فهم باشد.

برای مطالعه توصیه می‌شود: هیت مپ (Heat Map) چیست و چه اهمیتی دارد؟

مرحله چهارم: تعیین مالک فرآیند (Process Owner)

بر اساس ساختار PCF، برای هر گروه فرآیندی باید یک مالک مشخص شود. این فرد مسئول عملکرد، بهبود و شاخص‌های آن فرآیند در کل سازمان است (فارغ از اینکه آن فرآیند در کدام واحد فیزیکی انجام می‌شود).

مرحله پنجم: استقرار سیستم پایش (Monitoring)

با استفاده از شاخص‌های معرفی شده توسط APQC، یک سیستم داشبورد مدیریتی ایجاد می‌شود تا به صورت دوره‌ای، عملکرد فرآیندها سنجیده و با بنچ‌مارک‌های جهانی مقایسه شود.

بخش هشتم: چالش‌های احتمالی و راهکارهای عبور از آن‌ها

پیاده‌سازی APQC بدون چالش نیست. بزرگترین مانع، مقاومت در برابر تغییر است. بسیاری از مدیران میانی ممکن است احساس کنند که استانداردسازی فرآیندها، قدرت و تسلط آن‌ها را بر واحدشان کم می‌کند. برای رفع این مشکل، باید بر مزایای شفافیت و کاهش حجم کاری تکراری تاکید کرد.

چالش دیگر، بومی‌سازی است. برخی تصور می‌کنند چون APQC یک مدل آمریکایی است، در ایران کاربرد ندارد. این یک باور غلط است؛ زیرا مفاهیم اصلی کسب‌وکار (مثل فروش، مالی یا تولید) در همه جای دنیا ماهیت یکسانی دارند. هنر تیم مهندسی صنایع این است که "اصول" را از APQC بگیرد و "روش‌های اجرا" را با توجه به فرهنگ و قوانین داخلی بومی‌سازی کند.

world-class-quality

جمع‌بندی نهایی: مسیر به سوی کلاس جهانی

در نهایت، APQC چیزی فراتر از یک چارچوب فنی است؛ این یک تفکر مدیریتی است. سازمان‌هایی که از PCF استفاده می‌کنند، در واقع در حال سرمایه‌گذاری بر روی "نظم پایدار" هستند. این چارچوب به شما قدرت می‌دهد تا سازمان خود را نه بر اساس حدس و گمان، بلکه بر اساس داده‌های دقیق و مقایسه‌های جهانی مدیریت کنید.

توانایی تحلیل، مستندسازی و بهبود فرآیندها با استفاده از استانداردهای APQC، سازمان شما را به یک موجودیت یادگیرنده تبدیل می‌کند که در آن، مدیریت دانش و بهینه‌سازی فرآیند، نه به عنوان پروژه‌های مقطعی، بلکه به عنوان بخشی از DNA سازمان شناخته می‌شوند. در دنیای امروز، پیوستن به زبان مشترک APQC، اولین قدم برای خروج از پیله محلی و ورود به عرصه رقابت در کلاس جهانی است.

مشاوره

شما فرصت دارید از مشاوره رایگان تسهیل گستر استفاده کنید.
دایرةالمعارف مدیریت فرآیند: راهنمای استراتژیک APQC و چارچوب PCF برای تعالی سازمانی
تسهیل گستر, بابک شعبانی 23 دی 1404
اشتراک‌گذاری این پست

نسخه بومی سازی شده
در پاسخ به نیاز کسب و کارهای ایرانی با پشتیبانی تسهیل گستر

وارد حساب کاربری شوید تا بتوانید نظر خود را ثبت کنید
کالبدشکافی بقای سازمانی؛ چرا شرکت‌های سودده ورشکست می‌شوند؟
آیا کسب‌وکار شما پایدار است یا فقط سودده؟ راهنمای جامع سنجش قابلیت‌های درونی سازمان، مدیریت ریسک‌های پنهان و نقش سیستم‌های ERP در پایداری استراتژیک.
تماس با ما +
چت آنلاین
تماس با ما
دفتر تبریز: 041-51288000
دفتر تهران: 021-91012569
درخواست مشاوره یا دمو